عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
657
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
و بمذهب اوزاعى يك مرحله هشت فرسنگ ، و بمذهب داود : قصر و فطر در سفر دراز و كوتاه مباح است . و قصر بمذهب شافعى رخصتى است و نه واجب است ، خلافا لاصحاب الراى و مالك . عائشه گفت : « كلّ ذلك قد فعل رسول اللَّه ( ص ) ، قصر ذلك فى السّفر و أتمّ . و دليل بر آنكه واجب نيست قوله تعالى : وَ إِذا ضَرَبْتُمْ فِي الْأَرْضِ فَلَيْسَ عَلَيْكُمْ جُناحٌ أَنْ تَقْصُرُوا مِنَ الصَّلاةِ ، و اين حد اباحت و رخصت است ، نه حد ايجاب . و هر چند كه واجب نيست ، و مسافر در اتمام و قصر مخيّر است ، امّا قصر فاضلتر است و پسنديدهتر . اوّل نمازى كه رسول خدا ( ص ) در آن قصر كرد نماز ديگر بود ، بعسفان در غزاة بنى انمار . و ابتداء قصر آن گه كند كه از بناهاى شهر خويش يا ده خويش بيرون شود ، اگر چه از ميان كشتزار و رزان كه به شهر متصل بود بيرون نشده باشد ، روا است . و بدوى كه در باديه نشيند همچون حضرى است كه در شهر نشيند ، چنان كه حضرى را در شهر خويش قصر نرواست ، بدوى را در حلّهء خويش نرواست ، اگر از حلّهء خويش بيرون شود ، به قصد جايى كه مسافت آن شانزده فرسنگ باشد قصر كند . و ابتداء قصر آن گه كند كه از آن حىّ و خيمهاى آن حىّ بيرون شود . و نمازى كه در آن قصر كند بايد كه بوقت خويش بادا ، نه به قضا و نيّت قصر كند . و اقتدا به كسى نكند كه نماز تمام كند ، اگر كند پس وى را نيز تمام بايد كرد . وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ - يعنى : فى المؤمنين فى غزواتهم و خوفهم ، فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ . ابن عباس و جابر عبد اللَّه انصارى گفتند كه : مشركان رسول خدا ( ص ) و ياران را ديدند كه چون وقت نماز مىدرآمد ، همه يك بار بر نماز ميخاستند ، و رسول خدا ( ص ) ايشان را امامى ميكرد ، و فترت و تقصير در آن روا نميداشتند . ايشان گفتند : اين نماز بر ايشان گرامىتر از فرزند ايشانست ، اكنون